
پکن به رقبای منطقهای تهران دست دوستی داد؟
تعداد بازدید : 3
پترودلارهای عربی لذیذ برای چینیها
همکاری وسیع چین با دولت عربستان سعودی که دولتی غربگرا و نزدیک به آمریکاست، چنان وسیع است که چین در بیانیه مشترکش با عربستان سعودی اشارهای هم به مسائل منطقهای کرد و گفت، همکاری دو کشور برای تضمین صلح آمیزبودن برنامه هستهای ایران تقویت میشود. در این بیانیه آمده که دوکشور (چین و عربستان) ازایران میخواهند تا با آژانس بین المللی انرژی اتمی همکاری کند و بر اهمیت احترام ایران به اصول حسن همجواری و عدم دخالت این کشور در امور داخلی کشورها تاکید میکنند. این برای اولین بار است که پکن حاضر شده برای خوشایند کشورهای عربی بیانیهای علیه ایران را امضا کند.
این اتفاق باعث واکنش بسیاری از فعالان سیاسی شده است. در فضای توییتر بسیاری به قراردادهای تجاری وسیع چین و عربستان اشاره کرده و آن را به ضرر ایران دانستند. گروهی نیز امضای قرارداد بین عربستان و چین را معلول ضعف دولت ایران و تیم دیپلماتیک آن دانسته و معتقدند، ایران باید مانع از نزدیکی چین به عربستان میشد. برخی نیز از سیاست جدید عربستان سخن گفته و تاکید کردند که ریاض در حال دوری از غرب و نزدیک شدن به شرق است و این چرخش سیاسی، باعث همکاری عربستان و چین شده است.
به نظر میرسد این تحلیلها تا حد زیادی ناقص هستند. آنچه در قلب قراردادهای عربستان و چین قرارداشته و باعث نزدیکی پکن و ریاض میشود نه تغییر سیاست این دو کشور یا ضعف تیم دیپلماتیک ایران بلکه رویکرد واقعبینانه این دو کشور به روابط بین الملل است. این چیزی است که در تحلیلهای تحلیلگران کمتر به آن اشاره میشود.
سالهاست کشورهای مختلف مسائل استراتژیک بین المللی خود را از ایدئولوژی و نظام ارزشی خود جدا میکنند. آنچه برای بیشتر آنها مهم است، منافع ملی آنها است و بر اساس همین امر هم روابط اقتصادی و سیاسی خود را تنظیم میکنند.
چین کشوری است که میتوان آن را نمونه اعلای این سیاست دانست. از دهه ۸۰ تاکنون، چینیها سعی کردند روابط اقتصادی و بین المللی خود را از ارزشهای کمونیستی داخلی خود جدا کنند. آنها سیاست «درهای باز» را دنبال کرده و علی رغم سیاست مائو، خود را به اقتصاد جهانی متصل کرده و با کشورهای غربی و لیبرال روابط سیاسی تجارت محور برقرار کردند.
کشور عربستان سعودی هم در دهه اخیر، سیاست چین را پی گرفته است. تا ۱۵ سال پیش، عربستان کشوری بسته بود که مغرورانه خود را پادشاه منطقه میدانست اما در مسائل بین الملل تابع تمام و کمال آمریکا بود.
عربستان و چین در حالی با هم رابطه اقتصادی و سیاسی برقرار میکنند که آب از آب هم تکان نمیخورد. حتی آمریکا که متحد قدیمی عربستان است به قراردادهای اقتصادی پر و پیمان ریاض و پکن اعتراض نمیکند. علت این است که قرارداد عربستان و چین و سفرشی جین پینگ به ریاض «اهداف حیاتی» غرب را نشانه نگرفته است.
مقصود از اهداف حیاتی منافع کلان استراتژیک یا امنیتی غرب است. سفرشی جین پینگ توسط غرب و رسانههایش سفری اقتصادی تفسیر شد نه امنیتی.
به این ترتیب هم چین و هم عربستان بر رفتار دیپلماتیک خود تسلط دارند. آنها میدانند دامنه همکاریهای خود را تا چه اندازه گسترش دهند و در کدام بخشها از هم دوری کنند. به همین خاطر، بدون تحریک و دخالت غرب به همکاری اقتصادی با هم میپردازند.
متاسفانه سیاست چین و عربستان سعودی توسط دولت ابراهیم رئیسی در ایران پیگیری نمیشود. تهران در ماههای اخیر نتوانسته منافع ملی خود را از ایدئولوژی خود جدا کند و هر فعل سیاسی و بین المللی آن با مارک و نشان ایدئولوژیک شناخته میشود. مسائل ایدئولوژیک به راحتی امنیتی میشوند و مسائل امنیتی هم به راحتی تهدیدکننده «اهداف حیاتی» یک یا چند کشور تعبیر میگردند.
به همین علت، کار ایران برای روابط تجاری یا سیاسی با کشورهای دیگر سخت است. جالب اینکه خود ایران هم با همین رویکرد امنیتی روابط تجاری و بین المللی کشورهای دیگر را رصد میکند و گمان دارد که ارزشهای داخلی و ایدئولوژیهای حاکم بر نظام سیاسی از منافع اقتصادی و تجاری ملی جداشدنی نیستند اما واقعیت این است که آنچه در مسائل دیپلماتیک حاکم است، «منفعت» است و منفعت فوق هرگونه ایده و ارزشی قرار میگیرد. با این وجود واقعیت این است که همنوایی چین با کشورهای عربی منطقه هشداری به ایران است که تشدید تنش با غرب، فرصت نگاه به شرق را نیز تهدید کرده است. پکن به دنبال متحدانی نیست که برای این کشور هزینهتراشی کنند. به این ترتیب برای تأمین نیاز انرژی خود، ریاض را به تهران ترجیح داده است.
در کنار این ترجیح، رفتار رسانه دولتی چین در گفتگو با فرزند شاه سابق ایران هم حساسیتانگیز شده و واکنشهایی در پی داشته است.
آیا دولت رئیسی که پرونده چین را از علی لاریجانی گرفت، توان بازگرداندن قطار رابطه با چین به ریل سابق خود را دارد؟ فعلاً نشانهای از این توانایی دیده نمیشود. منبع: خبر فوری